+ رازهایی در مورد زنان (آنچه می بایست هر مردی بداند)

 

بنام خدا

 

 

نگاهی مختصر به کتاب

 

رازهایی در مورد زنان (آنچه می بایست هر مردی بداند)

 

نوشته

 

 دکتر باربارا دی آنجلیس

 

 

مقدمه:

اساسی ترین نیاز زن ها این است که آنها را بشنا سیم،محترم بشماریم و آنگونه که هستند دوستشان دا شته باشیم و آنها رابپذیریم.

رفتار زنها گاهی اوقات برای خودشان هم عجیب به بنظر میرسد.این بدان دلیل است آنها طبیعت خود را درک نکرده اند.

زنها بدون ارائه اطلاعات وداده هایی که مغز مرد را متقاعد کند،نمی توانند مرد زندگیشان را وادار کنند که آنها را خوشحال کند.چون مردها با گوش سر ونه با گوش دل می شنوند و نیاز به منطق دارند.البته باید توجه داشت ممکن است مردهایی با خلق وخوی زنانه بیشتر پیدا شوند،ودر مقابل زنهایی هستند که رفتارشان بیشتر مردانه است.پس همیشه همه چیز در مورد همگان صادق نیست.

مردها دوست دارند روابط موفقی داشته باشند،کارها را به درستی انجام دهند،کمتر استرس و تنش داشته باشند،صلح و هارمونی زیادی داشته باشند،روابط جنسی پر شورتر و بهتری داشته باشند؛نامزد آنها احساس خوشبختی کند،دوست ندارند از آنها انتقاد شود،چیزها را خراب کنند و مدام در حال پردازش عاطفی باشند.

مردان:تنها با گفتن یا انجام دادن بعضی چیزهای کوچک وپیش پا افتاده در حق زن زندگیتان می توانید از بسیاری از رفتارهای نا خوشایند او جلوگیری کنید.رابطه صمیمی شما ارزشمند ترین سرمایه شماست.پس هر چه بیشتر درباره عشق وزنان بدانید کنترل بیشتری بر زندگی خود خواهید داشت ومعشوق و همسر بهتری خواهید بود.

این نوشته ها بصورت کلی نگاشته شده ودر آن استثناها مورد توجه قرار نگرفته است.مثلاً مرد هایی که عادت دارند با زن هایی که لحاظ عاطفی غیر قابل دسترس هستند ارتباط برقرار کنند قسمت اعظم این نوشته ها را جالب نخواهند دانست.

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول :

زن ها دوست دارند مردها چه چیزهایی  درباره آنها بدانند؟

 

زن ها دوست دارند خود را وقف عشق ورزیدن به مردها بکنند.

بدون چشم بصیرت و درک عمیق ممکن است بسیاری از خصوصیات و ویژگیهای زنانه در نظر مردان زشت یا حتی بد جلوه کند.

سه ویژگی مهم زنانه:

1)برای زنها عشق بر همه چیز مقدم تر است.

2)زنها توان آفرینش دارند.

3)ارتباط زنها با زمان ارتباط  مقدسی است.

دنیای زن دنیای عشق است.عشق ورزیدن،فداکاری کردن و محترم شمردن روابط صمیمی و نزدیک در طبیعت زنهاست.عشق بطور طبیعی در ذات و فطرت زن نهفته است.

اگرخود آگاهی مرد وزن را یک دایره در نظر بگیریم،فقط یک دهم از این دایره در مرد به عشق تعلق خواهد داشت و بقیه آن صرف توجه به شغل و کار یا علائق دیگر می شود.این در حالی است که در زنها این مساله کاملاً متفاوت است.یعنی فقط یک دهم از دایره خودآگاهی خود را صرف شغل یا کارهای متفرقه می کنند و بیشتر توجه خود را به عشق معطوف می کنند(این عشق می تواند شامل عشق به فرزندان نیز باشد).برای اکثر زنها عشق واقعیتی بی انقطاع و ممتد،توجهی مستمر ومدام که هیچگاه ناپدید نمی شود،حتی مواقعی که مشغول کار یا انجام وظایفی هستند که ظاهراً هیچگونه ارتباطی با عشق ندارد.از طرف دیگر عشق برای مردها کلاسه و تفکیک شده است.زنها نیازی به تغییر وضعیت به حالت عاطفی ندارند ولی مردها بطور ارادی باید به این وضعیت درآیند.این عشق که در زنها افراطی بنظر می رسد در واقع بطور طبیعی و ناخودآگاه است وبرای آنها صرف انرژی بدنبال ندارد.

اگر دایره خودآگاهی هر فرد رابه مثابه خانه ای در نظر بگیریم که چند اتاق دارد آنگاه در خانه مرد فقط یک اتاق به عشق اختصاص خواهد داشت. و در خانه زن چندین اتاق به عشق اختصاص خواهد داشت.تفاوت دیگری که در این میان وجود دارد حضور مداوم زن در این اتاق است.زن با اینکه در اتاق های دیگر حضور پیدا می کند،همیشه در اتاق عشق نیز حضور دارد.

مردان:هنگامیکه نامزد/همسرتان در اتاق عشق ذهنی شما بدنبال شما می گردد وشما در آنجا حضور ندارید ویا سعی می کنید وارد آن اتاق شوید با ملایمت به  او بگوئید در اتاق دیگری هستید.گاهی اوقات ممکن است او از شما بپرسد"اتفاقی افتاده است؟"درا ین هنگام شما باید به خود بگوئید "شاید من در اتاق عشق نیستم"مطمئن باشید هدف از این سوال فقط ایجاد ارتباط است.در این هنگام دو راه می توانید پیش بگیرید.1)به اتاق عشق خود بروید و حالت احساسی بگیرید.2)به گونه ای به اواطلاع دهید که فعلاً در اتاق عشق خود نیستید.می توانید بگوئید:"از اینکه سری به اتاق عشق زدی از تو متشکرم.بعداً به تو ملحق خواهم شد.".

احساس ارزشی زنان به این بستگی دارد که چقدر در عشق ورزیدن وارتباط برقرارکردن موفق بوده اند.این در حالی است که احساس ارزشمند بودن در مردان به میزان موفقیت آنها در کارها بستگی دارد.

زنها دوست دارند مردها به این نکته توجه کنند که؛بی توجهی مرد به زن در ذهن او به این معناست که،مرد او را دوست ندارد.زنها از این موضوع ناراحت می شوند و فکر می کنند آنقدر که خود آنها برای روابطشان ارزش قائل هستند،مردها ارزش قائل نیستند.

زمانی که زنها عشق را بر همه چیز مقدم می دانند تلاش می کنند که:وقت وارزش بیشتری را بر روی روابطشان بگذارند،رابطه شان را صمیمی تر کنند،برنامه ریزی می کنند تا وقت بیشتری را در کنار مردان بگذرانند. مردها ممکن است برداشتهای متفاوتی از این موضوع داشته باشند از جمله اینکه:زنها مستقل و خود کفا نیستند،آنها پرتوقع و زیاده خواهند،آنها را دل واپس وپر تشویش می دانند و فکر می کنند خانم ها می خواهند آنها را کنترل کنند.زنها دوست دارند بخاطر وقت و انرژی که برای روابط می گذارند از آنها تشکر شود و آنها درک شوند،این رفتارها بحساب ویژگیهای ارزشمند و زیبا گذاشته شود ونه مشکل عصبی و روانی.در این مواقع زنها روی روابطشان بیشتر کار می کنند،صمیمی تر ونزدیکتر می شوند،دوست دارند از مشکلات آگاه شوند و آنها را برطرف کنند.سعی می کنند از احساسات مرد شان با خبر شوند.

واما سوء برداشتهای مردها از این قضیه:زنها را وسواسی می دانند،فکر می کنند بیش از حد احساساتی هستند،فکر می کنند از آنها انتقاد می شود واینکه زنها آنها را کنترل می کنند.زنها دوست دارند مردها به روابط اهمیت بدهند و مشکلات جزئی را قبل از تبدیل شدن به مشکلات جدی حل کنند،دوست دارند تلاش آنها بعنوان عشق تلقی شود و نه وسواس.زنها گاهی اوقات دوست دارند مردها شروع کننده رابطه باشند،مشکلات را بازگو کنند وبه حل آن مبادرت ورزند.زنها دوست دارند مردها درک کنند که عشق یک نعمت است وعشق را در اولویت قرار دادن نمودی از هویت زنانه است نه یک ضعف.

زنها آفریننده هستند.زنها عاشق آنند زیبایی,عشق وارتباط بیافرینند واز این کار احساس رضایت و موفقیت می کنند.شاید بتوانیم آرایش زنانه را نمونه ای از باز آفرینی و آفرینش بدانیم.در حقیقت برنامه ریزی و پر کردن خلاهای زمانی توسط زنان را می توان نوعی آفرینش تلقی کرد.آنها هم برنامه ریزی می کنند و هم خلاهای خالی را پر میکنند و هم لحضاتی زیبا را با این برنامه ریزیها می آفرینند.قوه آفرینندگی زن با دیدن جاهای خالی فعال شده دوست دارد جاهای خالی را پر کند.این جاهای خالی می تواند هر چیز یا هر جایی باشد؛در سکوت یک مکالمه تلفنی،در مبلمان خانه،در تعطیلات آخر هفته،....پس زنها عاشق برنامه ریزی هستند زیرا این کار امکان پر کردن خلاهای زمانی را با عشق،شور و حرارت و خلاقیت به آنها می دهد.

اصلاح و بهبود بخشیدن کارها یکی دیگر از زمینه هاست که زنها در آن خلاقیت خود را نشان می دهند.زنها دوست دارند مردها درک کنند که  آنها توانایی های بالقوه هر چیز را می بینند و دوست دارند آنهارا بالفعل کنند،پس چیزها را اصلاح می کنند.زنها از اصلاح،هدف انتقاد را ندارند بلکه اصلاح کردن در فطرت آنهاست وبرخاسته از وجود و عشق اوست.اما گرایش زن به آفرینش و اصلاح گری می تواند از سوی مرد به کنترل کردن تعبیر شود. البته باید دقت شود که:قوت وشدت انرژی خلاق در زن را با برتری جویی و سلطه طلبی نباید اشتباه گرفت.در این مواقع او نمی خواهد مرد را کنترل کند بلکه می خواهد لحظات زیباتر را بیافریند ومهربان باشد.راه حل هایی هم در این زمینه برای مردها وجود دارد،یعنی وقتی که احساس می کنند که زن زندگی شان می خواهد آنها را کنترل کند میتوانند از خود سوال کنند که:"قصد و نیت او از انجام این کار چیست؟،آیا او می خواهد مرا کنترل کند یا اینکه مهربان باشد؟،آیا او می خواهد اصلاح کند و بیافریند؟،آیا او اینکارها را برای اینکه مرا دوست دارد انجام نمی دهد؟،...".

البته این خلاقیت زنانه به ضرر زنها تمام می شود بخصوص هنگامیکه درباره روابطشان بی دلیل دچار اضطراب،نگرانی،ناامنی و ترس می شوند.

در این مواقع مردها می توانند به زنها کمک کنند،زنها دوست دارند که هنگامیکه ناراحت هستند از آنها سوال شود"اتفاقی افتاده است؟"مردها در این مواقع می توانند مسائل را باز کنند و به آنها بگویند که لازم نیست خود را با جزئیات مشغول کنند،اطلاعات به او بدهند و ناراحتی او را رفع کنند.

ارتباط زن با زمان ارتباط مقدسی است.این ارتباط بطور ذاتی بوده است و در ساختار زیستی آنها(عادت ماهیانه و...)برنامه ریزی شده است.

زنها بطور طبیعی زمان سنج هستند(یعنی زنها حساب زمانها،قولها،مناسبات رمانتیک را بخوبی بیاد دارند که این ممکن است مردها را ناراحت کند.زنها به ریتم ها و الگو های زمان خود آگاه هستند مثلاً فرا رسیدن سالگرد پدر همسرشان و ناراحتی او).

زنها از آنرو حساب زمان را دارند که می خواهند مفید باشند نه به این دلیل که می خواهند مردها را کنترل کنند و برآنها سلطه بپذیرند.

ادراک مردها و زنها از زمان با هم فرق می کند.زمان برای مردها آب می رود این در حالی است که زمان برای زنها کش می آید.یعنی زمان مونث طولانی تر از زمان مذکر است.مردها باید توجه داشته باشند:هنگامیکه که بنظر می رسد از مقدار زمانی که از حادثه معینی گذشته است غافل می شوند(زمانی آخرین باری که با همسرشان صمیمی بوده اند،...)زنها می رنجند و فکر می کنند آن مرد او را دوست ندارد.

قانون ده:زمان برای زنها ده بار کندتراز مردها می گذرد.(اگر یک هفته باشد که با اوعشق بازی نشده باشد در نظر او ده هفته است،اگر با زنی یک ماه است که آشنا شده اید انگار ده ماه است شمارا می شناسد).

زنها دوست دارند:مردها گاهی اوقات کارها را زودتر از آنچه همیشه انجام می دانند انجام دهند.زنها چرخه زمان را با جشن گرفتن منا سبتهای ویژه گرامی می دارند.زنها همه جا بدنبال فرصتهایی می گردنند تا آنها را جشن بگیرند.زنها فکر می کنند با گرامی داشتند مناسبتها در حقیقت سر آغاز تلاش،رشد،عشق،...را گرامی می دارند.زنها دوست دارند جشن گرفتنهای آنها احمقانه تصور  نشود و بعضی از مناسبتها را مردها بیاد داشته باشند و آنها را جشن بگیرند.

برای زنها سلام و خداحافظی های روزانه بسیار اهمیت دارد.

مردان عزیز:زنها دوست دارند به آنها صبح بخیر بگوید آنها را در آغوش بگیرید به آنها بگویید که دوستشان دارید هنگام خداحافظی آنها را ببوسید و هنگام شب از آنها خداحافظی کنید و برای آنها خوابهای خوبی آرزو کنید.

سه نیاز پنهان زن:1)زنها نیاز به احساس امنیت دارند.2)زنها نیاز دارند احساس پیوند و ارتباط کنند.3)زنها نیاز دارند به آنها احترام گذاشته شود.

زنها نیاز به امنیت دارند،این امنیت الزاماً جانی و فیزیکی نیست بلکه امنیت احساسی و عاطفی مدنظر است.امنیت عاطفی کلید گشایش دل و جان زن محسوب می شود.وقتی زنها احساس امنیت عاطفی بکنند می توانند دل بدهند و رها باشند.زنها همواره در خود نوعی احساس ناامنی دارند که می تواند ناشی از تفاوتهای اجتماعی بین زن و مرد و همچنین تفاوتهای جسمانی بین آنها و همچنین وابستگی زن به مرد از زمان گذشته بوده است(آغاز تمدن).پس یکی از دلایل ناامنی همان دلایل اقتصادی نیز می تواند باشد.

زنها در درون خود داری حافظه ژنتیکی هستند که مدام وابستگی او را به مرد یادآور می شود وبه او می گوید بدون مرد نمیتواند موفق باشد,... و در این پیامی نهفته است یعنی "امنیت نداری".

تائید مردها در حقیقت باعث خوشحالی زنها شده و به آنها احساس امنیت می دهد چون هدف زنها از انجام کارهایشان خوشحالی و جلب رضایت مردهاست.

هنگامیکه زنها احساس امنیت می کنند در بهترین اندازه های خود ظاهرمی شوند.بدین معنا که آرامش بیشتر،نگرانی کمتر،اعتماد بنفس بیشتر،ناامنی کمتروبالاخره استقلال بیشتر و توقع کمتر خواهند داشت و به مطلوب مردشان بسیار نزدیک خواهند بود.بسیاری از خواسته های زنها در واقع تلاشی برای احساس امنیت است.(این خواسته ها می تواند شامل گفتن کلمه دوست داشتن،یا با هم بودن ،صمیمی بودن و...باشد.پس باید توجه کرد که بسیاری از رفتارهای ناخوشایند زنها ریشه در ناامنی دارد،در هنگامیکه احساس ناامنی می کنند می ترسند و این رفتارها را از خود نشان می دهند.

واکنش زنها در مقابل ناامنی:1)احساس ناامنی زنها را پرتوقع تر،وابسته تر و حسودتر می کند.در این حالت ممکن است مرد از زن فاصله بگیرد که این وضع را بدتر خواهد کرد.البته احساس ناامنی بیشتر زنها،به محض دریافت اندکی عشق،محبت،توجه و آسودگی خاطر سریعاً از بین می رود.پس مردها در این مواقع نباید زنها را به پر توقع بودن متهم کنند و نباد از آنها فاصله بگیرند،باید احساسات آنها را چه درست و چه غلط درک کنند و با دادن آسودگی خاطر مجدد،توجه و محبت و عشق به زنها احساس امنیت داد.

2)زنها در احساس ناامنی ممکن است تحریک پذ یر،زودرنج،سرد یا به لحاظ جنسی بی تفاوت شوند،در این وضعیت ممکن است دوری گزینند و موانع احساسی را جلوی خود درست کنند.مردها نیز باید دقت داشته باشند زمانی که زنی به ناگهانی سرد یا عصبانی می شود فرض را بر آن نگذارند که این واکنش همان احساسات واقعی او است.ممکن است در واقع عصبانی نبوده بلکه از چیزی ترسیده باشد.باید سعی کرد احساس ناامنی او را کشف وسپس با او مهربان بود و آسایش خاطر به او داد و به گفته هایش در مورد احساساتش به دقت گوش داد.

چه چیزی باعث احساس امنیت زنها می شود:

1)زنها هنگامیکه مرد زندگیشان برایشان وقت می گذارد احساس امنیت می کنند.گذران وقت با مرد زندگی از نیرومندترین روشهای ایجاد امنیت در زنها است.این گذران وقت بدان معنا است که زنها را دوست دارند و برای آنها اهمیت قائل هستند.

2)هنگامیکه مردی،زنی را به درون خود راه می دهد،برای او احساس امنیت ایجاد می کند.پس مردها باید توجه داشته باشند که باز شدن احساسی و عاطفی مطمئناً یکی از بهترین و سریعترین راه ها در تولید امنیت در زنان است.مردها باید ترسها،احساسات،نگرانی ها،ناراحتی ها و رویاهایشان را با زن زندگیشان در میان بگذارند.درمورد اوضاع واحوال زندگی صحبت کنند،آنها را در تصمیماتشان دخیل کنند و سختیها و ناراحتی ها را بیان کنند و افکار ونظرات آنها را جویا شوند.

3)هنگامیکه مردی زنی را از عشق خود مطمئن می سازد در او احساس امنیت ایجاد می کند.مردها باید عشق خود را به زنها بفهمانند،به او بگویند که در زندگی خود به او نیاز دارند ،از لحاظ جسمانی-فیزیکی با او مهربان باشند.مرد باید از زن بپرسد که چه چیزی را دوست دارد تا او بگوید و نگرانی زن برطرف شود.بیشتر از او خبر بگیرد و به او اهمیت دهد.

 

آنچه موجب احساس امنیت در زنها می شود

آنچه موجب احساس ناامنی در زنها می شود

تعهد،پایبندی و وفاداری

تعریف و تمجید و تحسین

ثبات قدم

قابل اعتماد بودن

به درون مردها راه پیدا کردن

 

عشق و حرارت

نزدیک شدن(مرد)

مکالمه و ارتباط

آسودگی خاطر

حل وفصل مسائل

برنامه ریزی و وقت صرف کردن

لاس زدن و چشم چرانی

انتقاد و سرزنش

تزلزل و بی ثباتی

بی مسئولیتی

مبهم بودن رازهای درون مرد برای او

قضاوت و محاکمه

دوری کردن(مرد)

سکوت

انکار کردن و نادیده گرفتن

ابهام و عدم قطعیت

فقدان و کمبود تعهد

 

 زنها دوست دارند احساس ارتباط و متصل بودن کنند.منظور از ارتباط داشتن و مرتبط بودن تجربه ای صمیمی و پل زدن میان ادراک خود و  دیگری است.زنها در هنگام خرید فقط خرید نمی کنند بلکه ارتباط برقرار می کنند.زنها همواره در پی برقراری ارتباط هستند حتی بطور ناخودآگاه این در رفتارهای روزمره آنها مشهود است.هنگامیکه زن احساس مرتبط بودن می کند بطور طبیعی احساس امنیت خواهد کرد،چون احساس می کند متحدانی دارد که از او حمایت می کنند.اعتماد بنفس و خودباوری زن حول قابلیت و توانایی او در حفظ روابطش شکل می گیرد.زنها صمیمیت را با مردی می خواهند که دوستش دارند زیرا به این امکان را می دهد که آرامش خاطر داشته باشند،دل و جان خود را بروی او بگشایند.زنها عشق را اولویت می دانند پس مسئولیت نگهبانی آن را نیز می پذیرند و کلید این نگهبانی ارتباط روحی است.زنها می دانند با قطع ارتباط باید بهای گزافی را بپردازند.برقراری ارتباط مستلزم ارتباط فیزیکی و جسمانی است و هنگامی اتفاق می افتد که در تجربه ای یا واقعه ای مهم با دیگری سهیم شویم.مثلاً تدریس در یک دانشکده،همکاری در یک پروژه،بازی در یک تیم،گیر کردن با هم در یک آنسانسور،...

صمیمیت آنگونه از ارتباط است که شامل نزدیکی احساسی و عاطفی باشد و احساس آسیب پذیری متقابل و دو طرفه.برای بسیاری از مردها پیوند بمعنای همان صمیمیت است.منظور زنها از ارتباط در واقع نزدیکی احساسی و عاطفی است و نه چیز دیگر.برای مردها ارتباط کافی است ولی زنها بدنبال ار تباط صمیمی هستند.از نظر زنها ارتباط معنای فراتر از با هم بودن و همکاری دارد.ارتباط مستلزم صمیمیت است.صمیمیت اجازه سرک کشیدن به پستوهای یکدیگر را میدهد.

 چه چیزی باعث احساس صمیمیت در زنها می شود؟همه آن چیزهای که موجب احساس امنیت می شود باعث احساس صمیمیت نیز می شود.در واقع خود احساس امنیت احساس صمیمیت را ایجاد می کند:

1)زنها هنگامیکه مردهاافکار و احساساتشان را با آنها در میان می گذارند احساس صمیمیت می کنند.ارتباط زنها بیشتر بمعنای بیان افکار و احساسات است. کلمات،آفریننده ی آنی صمیمیت هستند.زنها دوست دارند مردها درباره همه چیز با آنها صحبت کنند و رازهای درونی خود را برای آنها فاش کنند.پس مردها نباید اطلاعات را از زنها پنهان کنند زیرا این کار نه تنها صمیمیت را مختل می کند بلکه ارتباط را نیز از بین می برد.

2)زنها هنگامیکه مرد زندگیشان آنها را در فرایند زندگی خود وارد می سازد احساس امنیت می کنند.پس مردها باید آنها را در فرایندهای زندگی، تصمیم گیریها و مشکلات دخالت دهند با این کار آنها احساس نظم،هماهنگی و امنیت و صمیمیت می کنند.

3)دادن احساس امنیت که منجر به احساس صمیمیت می شود.

آنچه احساس مرتبط بودن در زنها را ایجاد می کند.

آنچه موجب احساس جدا افتادگی و گسستگی ارتباط می شود.

محبت و نوازش

برقراری ارتباط و بیان احساسات و افکار

در میان گذاشتن اطلاعات

هماهنگی

در نظر آوردن آنها،بحساب آوردن

نزدیک شدن

تعریف و تحسین و تمجید

آسایش خاطر دادن

برنامه ریزی و صرف زمان

سردی

فقدان یا کمبود ارتباط کلامی

 

پنهان کردن اطلاعات

ناهماهنگی

حذف کردن ودر نظر نیاوردن آنها

فاصله گرفتن

انتقاد و سرزنش

تعلیق و ابهام

پشت گوش انداختن،به تاخیر انداختن

 

زنها نیاز دازند احساس ارزشمند بودن بکنند و از مردها بشنوند نقش مهمی در زندگی آنها ایفا می کنند.زن هر قدر هم که با نفوذ و قدرتمند باشد نیاز به تعریف و تمجید از طرف مرد دارد.

چنانچه قرار باشد زنی احساس ارزشمند بودن بکند به چیزهایی بیش از حضور و شرکت مرد در رابطه نیاز دارداهمیت دادن و ارزش قائل شدن باید در قالب رفتارها و گفته ها نمایان شود.مردان چنانچه می خواهید زنتان احساس ارزشمند بودن بکند میتوانید:

1)به او نشان دهید که خوشحالی او اولویت اول شماست.(چیزها وکارهایی که برای همسرتان اهمیت دارد شناسایی و انجام دهید.از او بپرسید چه چیزی یا کاری او را خوشحال می کند،اینکار تاثیری زیادی دارد.برای آنها وقت بگذارید.)

2)به او نشان دهید که به زندگیش علاقمند هستید(به آنچه در زندگیتان می گذرد توجه کنید،به آنچه برای همسرتان مهم است توجه کنید،درباره فعالیتهایی که برای او مهم است از او سوال کنید.همواره خود را در جریان آخرین وقایع و اتفاقات زندگی او قرار دهید و ماجرا را تعقیب کنید،درباره آنچه می خواسته با شما در میان بگذارد صحبت را پیش بکشید.افکار و احساسات او را جویا شوید و از او بپرسید"چه احساسی داری؟"یا"به چه چیزی فکر می کنی").

3)به زنتان نشان دهید که به او نیاز دارید و برای نظرات و افکار او ارزش قائلید.به زنها بگوئید که به آنها نیازمندید،اجازه دهید به شما کمک کنند و نقش خود را ایفا کنند.(وقتی به زنتان اجازه شرکت در زندگیتان را می دهید احساس مهم بودن می کند)از او کمک بخواهید یا حداقل کمکش را پس نزنید (هنگامیکه زنی احساس می کند مرد او در مشکلی افتاده و از او حمایت نمی کند احساس بی ارزشی می کند)از جایگاهی برابر با او صحبت کنید،مانند یک تیم پیش روید و پیش از اخذ تصمیمات مهم با هم مشورت کنید.

4)به او نشان دهید که هرگز برایتان عادی نشده است.بیشتر مردها به رابطه میان نحوه رفتار خود و احساس زن پی نمی برند.احساسات مردها نسبت به همسرشان بیشتر در یک اتاق از دایره خودآگاهی آنها و عادتهای رفتاری و تصمیمات روزمره شان در اتاقی دیگر قرار گرفته است.بعبارت دیگر نحوه رفتار مرد با زن ممکن است هیچ گونه رابطه ای با احساسی که مرد نسبت به او دارد،نداشته باشد(مردها باید به وقت و انرژی زنها احترام بگذارند، چیزی که زنها از آن بیزارند این است که مردها طوری رفتار کنند که گویی وقت و انرژی آنها مهمتر از وقت و انرژی زنشان است؛شما مردها از همسرانتان بپرسید آیا در کارهای خانه نیاز به کمک دارد،در قبال وقت و برنامه های شخصی او مسئولانه رفتار کنید،به حقوق او تجاوز نکنید حتی اگر او با شما مخالفتی نداشته باشد)کم گذاشتن در عشق نه تنها پیروزی نیست بلکه شکست است.

آنچه باعث احساس ارزشمند بودن در زنها می شود

آنچه موجب احساس بی ارزشی در زنها می شود

توجه مردها بر آنها تاثیرگذار است

تشکر و قدردانی کلامی

همکاری و کار گروهی

احساس نیاز داشتن به آنها

پرسیدن و جویا شدن افکار و نظرات آنها

در اولویت قرار دادن آنها

احترام به وقت و نگرانی آنها

علاقه نشان دادن به زندگی آنها

خود شفتیگی مردها

قدردانی نکردن

خودسری ویکه تازی

پنهان کردن نیازها از آنها

به حساب نیاوردن آنها

 

نادیده گرفتن یا انکار کردن آنها

بی توجهی به آنها

توجه نکردن به زندگی

 

رسیدگی به یکی از سه نیاز پنهان زن سرمایه گذاری کوچک با سود گزاف است.هنگامیکه زنتان ناراحت است می توانید از خود بپرسید چگونه می توانم به او احساس امنیت/مرتبط بودن/ارزشمند بودن بدهم؟

 

هفت باور نادرست مردها درباره زنها:1)زنها سیری ناپذیرند.2)حفظ و نگهداری آنها مشکل است.3)آنها می خواهند مردها را کنترل کنند.4)آنها حسود هستند.5)زیاد از حد احسا ساتی هستند.6)زنهایی که قوی و توانا هستند نیاز به توجه و مراقبت ندارند.7)زنها آزادی مردها را مختل می کنند.

*زنها سیری ناپذیرند:این یک باورغلط است که واقعیت آن جمله زیر است:

زنها همیشه بدنبال آنند تا همه چیز را بهتر کنند.هرگاه زنی برای بهبود رابطه ای پییشنهادی ارائه می دهد بمعنای سرزنش و تحقیر شما(مردها) نیست بلکه هدفش تبدیل رابطه به رابطه ا ی مطلوب تر است.مردها گاهی اوقات از این باور غلط برای کم اهمیت جلوه دادن نیازها و خواسته های زنها،زخم زبان زدن،حس قلابی از قدرتمند بودن،لاپوشانی کردن شکستهای خود در برآوردن نیازها استفاده می کنند.زنها بسیار کم توقع هستند و با درک نیازهای واقعی آنها براحتی می توان آنها را خوشحال کرد.مثلاً شما می توانید:هر روز سه تعریف و تحسین به همسرتان بدهید،یک تلفن اضافه به او بزنید،او را پنج دقیقه در آغوش بگیرید،از او سوال کنید چه کاری از دست شما بر می آید و ....زنها فقط از مردها توقع دارند با آنها صمیمی باشند،افکار و احساساتشان را با آنها در میان بگذارند،برایشان وقت بگذارند ،مشکلات آنها را حل و فصل کنند،...

*حفظ ونگهداری زنها مشکل است:باور غلطی است که واقعیت آن بصورت روبرو است:حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است.روابط موفق به هیچ وجه ساده نیست بلکه بسیار هم دشوار و مشکل است و مستلزم کار و تلاش .زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی دارند.

*زنها می خواهند مردها را کنترل کنند.=باور غلط

زنها می خواهند کمک کنند،ایفای نقش کنند،بهبود ببخشند،ارتقاء دهند و بحساب آورده شوند.= واقعیت.

مردها در نتیجه این باور غلط،احساسات و کرده های خود را پنهان می کنند، پس بدین شکل احساس می کنند همه ی کارها را خودشان تنهایی انجام میدهند. زنها دوست دارند با شوهرشان مثل یک تیم باشند که یکی از بزرگترین و اساسی ترین نیاز زنها است.زنها مردها را دوست دارند و هدف آنها کنترل و سلطه جویی نیست.

*باور غلط:زنها حسود هستند.            واقعیت:زنها محافظ و نگهبان روابط صمیمی هستند.

زنها به حدود و ثغور(احترام به انرژی جنسی و صمیمیت میان آنها که یک زوج متعهد تشکیل داده اند و نباید با هیچ کس تقسیم شود)یا هر چیزی که تمامیت رابطه را تهدید کند بسیار حساسند.مردها با توجه به این باور غلط احساس می کنند که زنها نسبت به آنها بی اعتماد هستند،عصبانی می شوند و احساس می کنندزنها می خواهند آزادی آنها را مختل کنند.اما در واقع واکنش زنها در این مواقع هیچ گونه ارتباطی با اعتماد یا بی اعتمادی نسبت به مردها ندارد. بلکه در واقع اشاره به موقعیتی ناخوشایند،مضر و احیاناً تهدیدآمیز دارد،لذا همواره مراقب خطرات احتمالی هستند نه از این رو که به مرد خود بی اعتماد باشند بلکه از آن رو که او را دوست دارند و نمی خواهند او را از دست بدهند.

*باور غلط:زنها زیادی احساساتی هستند.      واقعیت:زنها با احساسات خود در تماس هستند.

مردها احساسات زنها را بر اساس استانداردهای خود می سنجند مبنی بر اینکه برای مردها چه چیزی طبیعی است و چه چیزی غیر طبیعی.پس براساس این استانداردها بعضی از زنها بیش از حد احساساتی محسوب می شوند.زنها همیشه اول معشوق،نامزد و همسر هستند بعد مدیر،دوست یا همکار.تنها به این دلیل که زنها بسهولت و سرعت مردها نمی توانند احساسات خود را خاموش کنند،لزوماً باین معنا نیست که احساساتشان زیادی و افراطی است.یکی از دلایلی که خداوند انسانها را در دو جنس مختلف آفریده این است که آنها از یکدیگر چیزهای متفاوت بیاموزند،زنها می توانند از مردها تمرکز بالاتر و قوی تر،حضور در دنیا از موضع قدرت و توانمندی و ...را بیاموزند و مردها هم می توانند چیزهای زیادی درباره احساسات و ...بیاموزند.مردها از باور غلط  بالا بعنوان بهانه ای برای نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن احساسات زنها استفاده می کنند.مردها اغلب زنها را متهم به احساسات بیش از حد می کنند چون نمی توانند مسئولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را بپذیرند.مردها از  این باور غلط بعنوان روشی برای لاپوشانی احساس ضعف خود استفاده می کنند.هنگامیکه مردها با احساسات بد کسی را که دوستش دارند روبه رو می شوند و کاری از دستشان بر نمی آید تا برای خوشحالی او انجام دهند احساس ناتوانی و شکست می کنند.سپس برای پوشاندن این احساس زنها را به این اتهام که زیاد از حد احساساتی هستند سرزنش می کنند،همان احساسی که به آنها احساس ضعف و ناتوانی داده است.حقیقت آن است که مردها بخاطر احساساتی بودن زنها آنها را دوست دارند،احساساتی که به زنها امکان می دهد مردها را بپرستند.

*باور غلط:زنهای قوی و مستقل نیازی به توجه و مراقبت ندارند.  

 واقعیت:تنها به این دلیل که زنها قوی و مستقل هستند به این معنا نیست که نیاز به مراقبت و محبت ندارند.زنهای قوی نیز به محبت و مراقبت نیازمندند.

صرف این که زنها در یک یا چند مورد احساس توانایی و لیاقت می کنند و به کمکی احتیاج ندارند به این معنا نبوده که هیچگاه به کمک کسی نیاز پیدا نمی کنند.زنهای قوی گاهی ترسیده،وحشت زده و بی رمق می شوند.زنها دوست دارند مردها به آنها کمک کنند حتی اگر آنها بتوانند به تنهایی کارها را انجام دهند.زنها دوست دارند گاهی اوقات مردها منتظر تقاضای کمک از جانب آنها نشوند،مردها این باورغلط را بعنوان بهانه ای برای سر باز زدن از مسئولیت،حمایت احساسی وعاطفی از زنها استفاده می کنند.زنها هر چقدر هم که قوی باشند باز هم زن هستند و نیاز به مراقبت دارند.

*باور غلط:زنها آزادی مردها را مختل می کنند.     واقعیت:زنها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمی ایجاد کنند.

آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهای می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید.بلکه بمعنای آزادی در عشق ورزیدن است آنهم بدون ترس و دریافت مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.مردها از این باور غلط بعنوان بهانه ای برای تعهد ندادن استفاده می کنند. زنها هرگز نمی خواهند آزادی مردها را مختل کنند بلکه می خواهند بهترین و صمیمی ترین رابطه را برقرار کنند.

در متافیزیک اصل و قاعده ای وجود دارد که می گوید برای کنترل ذهنی و ایجاد واقعیت مطلوب باید افکار منفی خود را با افکار مثبت(مانترا)جایگزین کرد.

هفت مانترا برای غلبه بر هفت باور غلط

باور غلط

مانترا

او پر توقع و سیری ناپذیر است.

او واقعاًمتعهد است،همه چیز بهترین است.

با او بودن خیلی کار می برد.

او پایبند عشقمان است و می خواهد که رابطه مان موفق باشد.

او می خواهد بر سرم سوار شود و مرا کنترل کند.

او می خواهد نقش مثبتی در زندگی من ایفا کند زیرا واقعاً مرا دوست دارد.

او زیاد از حد احساساتی است.

او قلبی گشاده و مهربان دارد.

او خیلی حسود و مالکیت طلب است.

او واقعاً متهد است از رابطه مان مراقبت و مواظبت می کند.

او قوی و مستقل است و به توجه و مراقبت نیاز ندارد.

گرچه قوی است ولی به حمایت نیاز دارد.

می خواهد آزادی مرا کنترل کند.

او می خواهد رابطه فوق العاده ایجاد کند و به من مرتبط باشد.

 

مردان تمرین کنید تا این مانتراها را جایگزین باورهای غلط کنید.

 

 

 

 

بخش دوم:

آنچه زنها دوست دارند مردها درباره عشق،صمیمیت و ارتباط بدانند.

 

چگونه زن زندگی خود را دیوانه سازید.1) با او حرف نزنید.2) به صحبتهایش گوش نکنید و نیازهایش را نادیده بگیرید.3) در مقابل او شورش کنید.4) هرگز به اوآسایش خاطر و آرامش خیال ندهید.5) با زنهای دیگر لاس بزنید.6) از او انتقاد کنید.7) مبهم،ناواضح و دو پهلو صحبت کنید.8)از او فاصله بگیرید. 9) فراموشکار باشید و کارها را به تعویق بیاندازید.10)به او بی توجهی نشان دهید. 11)از افکار واحساسات خود به او چیزی نگویید.

1)با او حرف نزنید:حرف نزدن و سکوت کردن در زنها احساس بدی را ایجاد می کند.منظور از صحبت کردن پاسخ به نیاز زن برای صحبت درباره موضوعی مشخص و خاص است که ذهن او را به خود مشغول ساخته است. رفتارهای زیر می تواند زنها را دیوانه کند:

هنگامیکه آنها موضوعی را پیش می کشند و مردها ساکت می مانند یا جواب مشخصی نمی دهند.هنگامیکه مردها بخاطرچیزهایی که زنها می خواهند درباره آنها صحبت کنند عصبانی می شوند و آنها را به حماقت متهم می کنند.هنگامیکه مردها از صحبت کردن طفره می روند و وسط صحبت کردن بلند می شوند و به کار دیگری مشغول می شوند و می گویند بعداً درباره آن صحبت خواهیم کرد یا هیچ وقت این کار را نمی کنند.از زنها فاصله می گیرند.این رفتارها تاثیرات بدی روی زنها خواهد داشت.آنها در این مواقع مضطرب ونگران می شوند و می ترسند.احساس ناامنی می کنند،احساس نیازمند بودن می کنند،زورگو،ولجباز،نق نقو،پرتوقع و وسواسی جلوه می کنند.در نهایت از دست مردها عصبانی و بیزار می شوند.

باید بیاد داشت اصرار زنها برای صحبت کردن از سر کنترل کردن و سلطه جویی نیست بلکه تلاش برای برقراری ارتباط و مرتبط شدن با مردهاست. مردها: زمانیکه زن زندگیتان می خواهد با شما صحبت کند سکوت نکنید اگر الان نمی توانید آنرا انجام دهید زمانی را مشخص کنید و این کار را به تعویق نیاندازید.

2)به صحبتهایش گوش ندهید و نیازهایش را نادیده بگیرید:  مردها: هرگز زنتان را بحدی تحت فشار نگذارید تا مجبور شود شما را به جدایی تهدید کند یا به لحاظ جنسی نسبت به شما سرد شود یا به زنی نق نقو بدل شود تا سرانجام شما مجبور به گوش دادن به گفته های او شوید.رفتارهای زیر می تواند زنها را دیوانه سازد:

به گفته هایشان گوش نکردن،نیازهایشان را بیجا تلقی کردن،خواسته هایشان را به تعویق انداختن،وانمود به برآوردن نیازهای آنها کردن.

زنها در این مواقع احساس ناامنی می کنند و می ترسند،عصبانی می شوند،نق نقو شده و از شما بیزار می شوند،پر توقع شده و شما را تهدید می کنند،بدجنس و مغرض،زودرنج،عصبی و تحریک پذیر می شوند.احساس می کنند آنها را دوست ندارید.پس مردان باید به گفته ها،خواسته ها و نیازهای زنهایشان گوش دهند و از آن بعنوان تضمینی برای رابطه بنگرند.آنها را جدی بگیرند و نیازهای آنها احمقانه یا از روی هوس تلقی نکنند.

3)در مقابل او شورش کنید.مردها بنا به غریزه نیاز دارند مستقل باشند واز این که آزادی خود را از دست بدهند می ترسند.اما ممکن است در آنها احساس شورش نیز وجود داشته باشد،این احساس از دوران نوجوانی که نوجوان می خواهد مستقل شود و احساس استقلال کند شروع می شود و اگر مادر نگذارد این احساس کامل شود به دوره های بعد انتقال می یابد .مشکل شورشی بودن این است که هر مراوده و تبادل کوچک با زنتان را به نبرد خواسته ها تبدیل می کند.شورشی بودن احساسی به شما خواهد داد که انگار دوست دارید با همسرتان مخالفت کنید.رفتارهای که در این زمینه می تواند زنها را دیوانه سازد عبارتنداز: در مقابل خواسته هایشان مقاومت کردن و خلاف آنرا انجام دادن،خواسته های آنها را به اجبار و فشار تعبیر کردن،عشق آنها را وسیله ای برای سلطه دانستن،از آسایش خاطر دادن به آنها خودداری کردن.واما رفتارهای که در این مواقع از زنها سر می زند:از شما می رنجند واحساس محبوب نبودن می کنند،احساس ناامنی و محتاج بودن می کنند،سلطه جو و تحریک پذیر می شوند.هرگاه درمقابل آنها همانند یک شورشی رفتار کنید از او یک دشمن می سازید.

راه حل:مردها باید منطقی باشند و موقعیت ها و مواقع را بسنجند.وقتی در خود احساس سرکشی و طغیان می کنید به خود یادآور شوید نیت همسرتان ایجاد رابطه،هارمونی و صمیمیت است و نه کنترل و سلطه جویی.شما باید بر روی مسائل حل نشده با مادرتان نیز کار کنید.

4)هرگز به او آسایش خاطر و آرامش خیال ندهید:هرگاه زنها ناراحت یا نگران هستند دوست دارند به گفته هایشان گوش بدهید،آنها را در آغوش بگیرد و به آنها اطمینان بدهید که تمام مسائل حل خواهد شد،اما مردها اغلب زنها را نصیحت می کنند و ر اه  حل و دستورالعمل ارائه می کنند(چرا؟)

الف)مردها احساس اجبار و الزام می کنند تامشکل را حل کنند و وقتی نمی توانند ناراحت و سرخورده شده و احساس شکست می کنند.مردها راه حل مدار هستند و احساس مسئولیت می کنند که مشکل را حل کنند ولی آنها باید بجای حل و فصل مشکل ابتدا به تسلی خاطر و آرامش بپردازند. باید زنهارادرآغوش بگیرندواورادرک کنندمطمئناحال زنها دراین مواقع بهترخواهدشد.بعضی مردهادراین مواقع چون نتوانسته اند مشکل راحل کنندازدست خودعصبانی میشوندولی درظاهرانگارازدست همسرشان عصبانی شده اند.                        

ب)مردها به طرزی ناخودآگاه احساس گناه می کنند که مسؤل درد و رنج همسرشان هستند لذا از دست او عصبانی می شوند .

ج)مردها اغلب درخواستهای زنها را برای آسایش خاطر،احساس امنیت و عشق را با سرزنش و انتقاد اشتباه می گیرند. رفتارهایی از مردها که ممکن است دراین زمینه زنها را دیوانه سازد. سخنرانی کردن در موقع ناراحتی و نگرانی آنها ، دور شدن در موقع ناراحتی و نگرانی و درخواست آنها برای آسایش خاطر،ناراحت و عصبانی شدن از دست آنها ، سرزنش کردن و برچسب زدن به آنها، بی اهمیت جلوه دادن احساسات آنها ، منطقی و تحلیل گر شدن در حالیکه زنها فقط به عشق و ملایمت و مهربانی د راین زمان نیاز دارند . این رفتارها می تواند در زنها باعث رفتارهای زیر شود احساس رها شدگی ومحبوب نبودن ،ناامنی ، ترس، افسرده شدن و . . .   . مردها در این موقع باید بخود یادآور شوند که مجبور نیستند زنها را نجات دهند باید آنها را تنها نگذارند در آغوش بگیرند و از آنها حمایت کنند . غرور خود را کنار بگذارند و به کمک بشتابند و احساس مرتبط بودن و آرامش خیال به زنها بدهند باید به یاد داشته باشند ارزشمند ترین چیز در این موقع عشق است نه راه حل .

5)با زنهای دیگرلاس بزنید.درحقیقت بالاس زدن بادیگری مقداری ازعلاقه واحساس جنسی که بایدبه همسرتان بدهید بطورپنهانی وناخودآگاه به دیگری می بخشیداینکارممکن است عواقب بدی داشته باشد.ممکن است بتدریج جذابیت همسرتان برایتان ازبین برود،شوروحرارت رابطه تان متوقف شود،دیگرارتباط جنسی چندانی باهمسرتان نداشته باشید..........ودرپایان قطع رابطه.(مادامی که باکسی همبسترنشدم به همسرم خیانت نکردم)این میتواندکداخلاقی خوبی باشداماکافی نیست،مردان نبایدبه انرژی جنسی خودبازنی غیرازهمسرشان دامن بزنند.هنگامیکه مردهاانرژی عاطفی وجنسی خودرادرجایی غیرازرابطه صمیمی یاازدواج خودسرمایه گذاری می کنند زنها فراترازآنچه تصورش می رودناراحت میشوند.مردهابایدتوجه داشته باشندهنگامیکه وسوسه شدندوخواستندازحساب عاطفی-جنسی خودچیزی برداشت کنندازخود بپرسند ازاین کارچه هدفی دارم. بعد به یاد تعهد خود با همسرتان بیافتید،هنگامیکه زنی زیبا را می بینید بعنوان جسمی که میخواهید مال شما باشد به اونگاه نکنید بلکه بعنوان یک شاهکارهنری زیبا به اونگاه کنید.چشم بیاندازید ولی دل مبازید،نگاه کنید ولی خیره نشوید،سپس زیبایی زن خود را به خاطربیاورید وخود را خوشبخت بدانید.

6)ازاوفاصله بگیرید:مردها بدلایل گوناگون از زنهای خود فاصله می گیرند، مقاومت درمقابل صمیمیت-ترس ازصدمه دیدن-.......

7)ازاوانتقاد کنید:هرچه بیشتر اشتباهات زنها رابه رخ آنها بکشید اعتمادبه نفس آنها را کمتروعملکرد ضعیفتری خواهند داشت.زنها در این مواقع عصبی شده و بطورکلی احساس امنیت خود را ازدست می دهند.هرگاه خواستید ازهمسرتان انتقاد کنید ازخود بپرسید هدف من ازاین انتقاد چیست؟اگرهدفتان دادن اطلاعات ویابروزاحساسات باشدراههای بهتری نیزوجوددارد.

8)ناواضح  و دوپهلو صحبت کنید.

9)فراموشکار باشید وکارها رابه تعویق بیاندازید.دراین مواقع زنهافکرمی کنند که برای شمامهم نیستند.پس حالت خصمانه،تهاجمی گرفته ونق نقوترمی شوند و نقش یک مادروافسرمافوق رابازی می کنند که مردها از آن خوششان نمی آید ،پس مردها باید قولها،قرارها و برنامه ریزیها را جدی بگیرند.زنهاتمام جزئیات رابه خاطر می سپارند.

10)به اوبی توجهی کنید:زنها در این گونه زمانها احساس می کنند نامرئی هستند و کوچکترین اهمیتی ندارند.

11)از افکار و احساسات خود چیزی به آنها نگویید:برای زنهابسیارمهم است ازافکارواحساسات مردی که دوستش دارند باخبر شوند.

 

چگونه بهترین احساسات را در زنها تولید کنید:

 

1)با آنها صحبت کنید.

 2)به آنها ونیازهای آنها اهمیت دهید.

 3)با آنها همکاری و تشریک مساعی کنید و درمقابل آنهاشورش نکنید.

 4)به آنهااطمینان خاطروآسایش خیال دهید.

 5)انرژیهای احساسی رمانتیک وجنسی خودرا تنها وتنها برروی او سرمایه گذاری کنید.

6)با آنها درارتباط باشید،خاموش نشوید و ازآنها فاصله نگیرید.

7)ازآنها تعریف،تحسین وتشکرکنید.

.8)بطرزی مشخص،گویا و واضح  با آنها ارتباط  برقرارکنید.

 9)وقت شناس بوده وهمیشه سرقول وقرارهای خود بمانید.

 10)به آنهاتوجه کنید.

 11)رازهای درون،افکارواحساساتتان را با آنها درمیان بگذارید.

    

خارج ازاتاق خواب

 

عشق نیروی وصف ناپذیری است که زنهارادرعمیق ترین لایه های وجودیشان سیراب می کند،عشق جان،دل وحتی جسم زنهاراغذامی دهد بدون عشق زنها درعطش می سوزند.هنگامیکه زنها از ناحیه عشق احساس ضعف می کنند سعی می کنند باچیزهای دیگرجای آن راپرکنندمثل الکل،موادمخدر،کارکردن و........

مردها باید سیراب کردن جان ودل زنشان رابه خوبی یاد بگیرند.

تشنه محبت بودن سه دلیل دارد:1)چون ما هرگزمهارتهای لازم رایاد نگرفته ایم ،پدرومادرماهرگز مهارت عشق ورزیدن رابه مانیاموخته اند.2)ممکن است در کودکی به لحاظ احساسی وعاطفی همواره تشنه نگه داشته شده باشید.3)عده ای ازتشنه نگه داشتن همسر برای اعمال قدرت وسلطه استفاده می کنند.

زنها اغلب به جهت عشق خودرابیش ازحد زیر پا می گذارند وفدا می کنند و در نهایت تشنه محبت باقی می مانندومنزجر و عصبانی می شوند.برای زنها طبیعی است که بی آنکه خودشان متوجه باشند خودشان را فدا کنند وبه نفع خواسته های شوهرشان کناربروند.

نشانه های هشدارحاکی ازتشنه محبت بودن زنها:

1)تحریک پذیری .2)عصبی وزودرنج بودن .3)پرتوقع بودن .4)خستگی مزمن 5)کم اشتهایی وپرخوری .6)افسردگی .7)مشغولیتهای افراطی .8)سرد مزاجی وبی تفاوتی جنسی .9)سردی احساسی وعاطفی .10)مصرف الکل ومواد مخدر .

مردها باید به این نشانه ها توجه کنند.یکی ازاشتباهات رایجی که مردها انجام می دهند وقتی نمی توانند مسئله ای راحل کنند در مورد آن مسئله ازهمسرشان سوال نمی کنند،حتی اگرکاری ازدستشان ساخته نیست پرسش آنها احساس محبوبیت به همسرشان خواهد داد. زنهاهمیشه ازاینکه پیشنهاد کمک به آنها داده شود خوشحال می شوند.بعضی ازرفتارهای زیرممکن است باعث خدشه دارشدن روابط واحساس کمبود محبت درزنان شود:

1)نادیده گرفتن وغافل شدن ازهمسرتان وروابطتان

2)دراولویت قراردادن بچه ها،مردها باید بدانند هر وقت همسرتان را ازعشق سیراب می کنید قلب کودکان خود را نیزسیراب کرده اید.

سه عنصرسازنده اکسیرعشق:1)توجه 2)محبت 3)قدردانی وتشکر .

توجه:توجه کردن یکی ازموثرترین روش سیراب سازی قلب زن زندگی شما و تولید احساس محبت دراوست .

توجه کردن به معنای حضور صد درصد شما در کنارهمسرتان است در کنار همسرتان  بودن الزاماً به معنای توجه به اونیست .

محبت:اغلب زنها،بیشتر تشنه محبت جسمانی اما غیرجنسی ازجانب شوهرشان هستند.وقتی به همسرتان محبت جسمانی می کنیدانرژیهای خودرا دربعد فیزیکی وجسمانی بیکدیگرمرتبط کرده وجریان واحدی رابین قلبهای خود برقرارمی کنید.مردان باید توجه کنند که محبت همیشه نباید به مقصد خاصی بیانجامد.

تشکر و قدردانی:بیشتر زنها تشنه تشکر و قدردانی ازجانب مرد زندگی شان هستند.آنچه قلب زنها به راستی به آن نیاز دارند شنیدن تشکر و قدردانی مردها در قالب الفاظ وعبارات است برای این تشکرمی توانید او راتحسین کرده به اوبگویید به خاطر او احساس غرورمی کنید.زنها نیاز دارند برای نگه داری بچه هاوانجام کارهای خانه ازآنها تشکر شود.

آنچه موجب پژمردگی و مردن عشق میگردد.

آنچه موجب شکوفایی و بالندگی عشق میگردد.

نگه داشتن و بیرون نریختن احساسات

ابراز و بیان افکار و احساسات

انتقاد و نکوهش

تعریف و تحسین

لاس زدن ، چشم چرانی با دیگران

پایبندی و وفاداری به همسر

تنهایی طلبی ، تک روی

مهر طلبی ، باهم یک تیم بودن

جمع شدن انزجار و عصبانیت

حل و فصل کردن مسائل و مشکلات

پس کشیدن ، دور بودن از هم    

نزدیکی ، صمیمیت

سرزنش کردن و دیگران را مسؤل دانستن

پذیرفتن مسؤلیت اعمال و رفتار خود

ندیده انگاشتن زحمات همسر

تشکر و قدر دانی

شاید دلیل خیانت بسیاری از زنها به مرد ها کمبود و محرومیت از توجه ، محبت و قدر دانی باشد.

هفت سرمایه کوچک برای برداشت های کلان:

1.   به مناسبت های مختلف به همسرتان کارت بدهید .

2.   برای آنها یاداشت بگذارید .

3.   در میان روز به آنها تلفن بزنید .

4.   نزد دیگران از آ نها تعریف کنید .

5.   برای با آنها بودن برنامه ریزی کنید .

6.   باآنها به خرید بروید.

7.   آنها را متعجب و غافل گیر کنید

به این هفت توصیه می توانیم به عنوان پیشنواز بنگرید . نتایج کاربرد این هفت توصیه آن است که زنی با خلق و خوی بهتر، آرامتر ، کمتر عصبی، زنی که نق نمی زند و شکایت نمی کند ، زنی که همنشینی با او لذت بخش است ، زنی که فکر می کند شما بهترین شوهر و مرد دنیاهستید .

کارت بدهید : زنها کارت را نشانه توجه می دانند . کارتهارا جایی بگذارید که یقین دارید او می بیند .

یاداشت بگذارید : زنها دوست دارند گفته های مرد زندگیشان را با دست خط آن مرد ببینند . حتی یک نقاشی کج و کوله نیز می تواند همسر شما را خوشحال کند.

زنگ بزنید : ارتباط قلب زنها را تغذیه می کند و احساس محبوبیت به آنها می دهد . چنانچه برنامه هایتان تغییر کرده یادیر به خانه خواهید رسید به او زنگ بزنید و او را مطلع سازید .

از او تعریف کنید : یک تعریف و تحسین در حضور دیگران معادل ده تعریف و تحسین در خلوت ارزش دارد .

برای با آنها بودن برنامه ریزی کنید : برنامه ریزی از هر نوعی که باشد در زنها احساس خوبی تولید می کند . با این عمل آنها فکر می کنند که مورد مراقبت و مواظبت شما هستند .

با آنها به خرید بروید : چنانچه پیشنهاد خرید رفتن را شما به آنها بدهید هیجانی بزرگ برای آنها به حساب می آید این کار باعث می شود او خیلی زیاد به شما نزدیک شود .

زنها را غافل گیر کنید : مردها می توانند با هر چیزی همسرشان را غافل گیر کنند ، با یک گل ، کمک کردن در کار های خانه و مرتب کردن خانه .

تعهد واقعی  یک حلقه ازدواج،عقدنامه،سند ازدواج  یا سالهایی نیست که با یکدیگر زندگی کرده اید؛بلکه رفتارشماست در یک  یک روزهای زندگیتان بافردی که دوستش دارید.تعهد واقعی نه تنها درقلب بلکه باید در رفتارها نیزنمود بیابد ، هر بار که عشق خود را ابرازمی کنید تعهد وپایبندی درونی خود را نشان می دهید.

رازهایی درباره روشها و سبک های ارتباطی زنها:

1)زنها عاشق حرف زدن و صحبت کردن هستند،زیرا حرف زدن تولیدکننده ارتباط است.زنها نیاز به دلیل خاصی برای صحبت کردن بامرد زندگیشان ندارند زنها دوست دارند صحبت کنند چون دوست دارند مرتبط باشند،برای زنها حرف زدن روشی است برای عشق ورزی،ارتباط برقرار کردن و تبادل انرژی. زنها فرایند مدارهستند وتنها نفس فرایند برایشان بامعنا و لذت بخش است وازآن هیچ هدف،مقصود یا نتیجه خاصی را تعقیب نمی کنند پس هدف مدار نیستند. مردها با شرکت دریک فرایند احساس ارزشمند بودن نمی کنند بلکه باید حتماً به نتیجه وهدف خاصی برسند.مردها می خواهند بدانند هدف و منظور از مکالمه چیست؟ مردها وقتی هدف از چیزی را نمی دانند گیج می شوند چون احساس می کنند که نمی توانند آنرا درست انجام دهند.مردها دوست ندارند درفرایندی شرکت کنند که در آن مهارت کافی ندارند،مثل حرف زدن.مردها فرایند تفکررا درونی کرده و تنها نتیجه نهایی آن را اعلام می کنند پس هنگامی دوست دارند خودشان را ابراز کنند که به نتیجه رسیده باشند.ولی مردها باید بدانند دست وپا شکسته حرف زدن درباره احساسات بهتر از حرف نزدن است.تمرین بیشتر مهارت را بیشتر می کند مردها می توانند هنگامیکه زنشان صحبت می کند از او بپرسند درمورد چه چیزی می خواهد صحبت کند تا احساس او را بهتردرک کنند.

2)زنها با صدای بلند فکرمی کنند و با صدای بلند احساس می کنند.زنها با بیان افکار و احساسات خود با صدای بلند سعی دارند آنها را بفهمند و درک کنند. زنها در صحبتهای خودشان به موضوعات مختلفی اشاره می کنند یعنی ازاین شاخه به آن شاخه می پرند اما دوباره به همان جای اول برمی گردند.جریان فکری زنها بسیار پیچ درپیچ است ولی مسیرفکری مردها مستقیم وهموار و روی یک نکته تمرکزمی کنند.ازنظرمردها تفکرات زنها نامنظم  و سازمان نیافته است، زنها وقتی دارند پیچ و تاب می خورند درحقیقت دارند باصدای بلند فکر و احساس می کنند مردها در اینموقع نباید حرف زدن زنها را قطع کنند پس گوش دادن راتمرین کنند.گاهی اوقات می توانند محدودیت زمانی خود ر ابا اودر میان  بگذارند.

3)زنهاهمواره با ذکرجزئیات همه چیز را بیان می کنند ولی مردها فقط به ارائه دید اجمالی بسنده می کنند.منشا این تفاوت درهدف مداری مردها وفرایند مداری زنها است.تبادل جزئیات روشی است که زنها برای برقراری ارتباط  از آن استفاده می کنند ولی مردها به غلط علاقه مفرط زنها به جزئیات و زیروبم های زندگی شوهرشان را  بازجویی و بازپرسی و نیز تجاوز به خلوت  شخصی خود می دانند.مردها دقت کنید: زنها هنگامیکه جزئیات را می گویند با عشق به آنهاگوش دهید وخود نیز درهنگام  گفتگو جزئیات  بیشتری  را بازگو کنید.

4)زنها از حرف زدن وصحبت کردن بعنوان روشی برای تخلیه تنشهای خود استفاده می کنند.حرف زدن یکی ازطبیعی ترین روشهایی است که زنهابرای مقابله با اضطراب بکارمی برند.زنها نگرانی خود را بیرون ریزمی کنند در حالیکه مردها نگرانیها را فرومی خورند.زنها بوسیله تکرارصحبتهایشان نگرانی واظطراب هایشان راتخلیه واحساسات خود را حل وفصل می کنند.مردها در این مواقع ممکن است عصبی،سرخورده وبی حوصله شوند و دست به سخنرانی وپند واندرز زنها بزنند.مردها باید دراین مواقع دقت داشته باشید که موضوعی که زنتان از آن نگران است احتمالاً موضوع اصلی نبوده وزنتان می خواهد نگرانیهای خود را تخلیه  کند تا احساس بهتری داشته باشد پس باید او را حمایت کنید.

5)زنها همیشه ناراحتیها و نگرانیهای خود را بمنظور حفظ صلح وآرامش کمتر از آنچه هست نشان می دهند.از حق خودشان دفاع نمی کنند یا درجه  نارضایتی وناخوشحالی خود را ازمرد شان کمترازآنچه هست نشان می دهند.اینکار بصورت خودآگاهانه انجام نشده  بلکه غریزی است.

مردها گاهی اوقات دراین زمینه دچاراشتباهات زیرمی شوند:

غم واندوه جدی زنشان را با شکایتهای معمولی اشتباه می گیرند.چون زنشان را مهربان وخوش اخلاق می بینند پس شکایت او را جدی نمی گیرند. مردها عاقلانه تراست میزان نگرانی زنتان را بالاتر از آنچه در ظاهر به نظرمی رسد تخمین بزنید هنگامیکه زنها از چیزی شکایت می کنند معمولاً قضیه ده برابروخیم تر و بدترازآن است که شما می پندارید.پس مردها به  ناراحتیهای زنهایتان توجه داشته باشید و خودتان  شروع کننده حرف درباره آن مشکل باشید.

ده عادت ارتباطی مردهاکه زنهاراعصبی می کند:

1)مردهایی که همه چیز را ناواضح و در پس پرده ای از ابهام باقی می گذارند(آقای اسرارآمیز).هنگامیکه از اینگونه مردها سوالاتی می پرسید هیچ چیز واضح و روشنی دستگیرتان نمی شود،او شخصیتی آزارگر دارد. شما هرگز نخواهید توانست بفهمید درافکار و احساسات اوچه می گذرد.او متخصص صحبت کردن و ارتباط برقرارکردن بدون دادن کمترین اطلاعات  است.

مردها به دو دلیل درارتباطات خود مبهم  و ناواضح  رفتار می کنند:

الف)مبهم بودن برای آنهایک مکانیزم امنیتی بحساب می آید.مردها گاهی اوقات تصمیمات خود را پنهان می کنند تا چنانچه دچاراشتباه شدند کسی از آنها باز خواست نکند.

ب)مبهم بودن شکلی ازاستقلال وخودمختاری محسوب می شود.هرچه یک مرد کمتر بگوید درحقیقت تعهد کمتری راتقبل می کند و در حقیقت احساس آزادی بیشتری می کند.مردها: به زنتان بعنوان یک دشمن که باید اطلاعات  را از او مخفی نگه دارید نگاه نکنید،زنها ازاینکارشماعصبی شده واحساس ناامنی می کنند.

2)مردهایی که ازحرف زدن طفره می روند(آقای لغزنده).این مردها هیچ  وقت حوصله حرف زدن ندارند و همیشه حرف زدن را به زمانی دیگرمی اندازند که این زمان هیچوقت فرانمی رسد.چنین مردهایی استاد فرار از موضوع هستند. چنین مردهایی درابتدای رابطه ظاهراً ازروحیه همکاری وتشریک مساعی خوبی برخوردارهسنتد.آقای لغزنده نیزمانند آقای اسرارآمیز از اینکه او را زمین گیرکنند بیزار است. اوهیچگاه مستقیماً باخانمها رودررو قرارنمی گیرد، هنگامیکه مشکلی پیش می آید ازآن فرارمی کند،در بتعویق انداختن کارها و موکول کردن آنها به زمانی نامعلوم یک متخصص است.آنها همسرشان را از روند کارها با خبر نمی کنند.اقای لغزنده مهارت خاصی در پادرهوا نگه داشتن همسرش دارد.زنهادرمقابله با آقای لغزنده نق نقومی شوند،مردها توجه کنید: هنگامیکه زنتان می خواهد درباره چیزی با شما صحبت کند طفره  نروید،چنانچه نمی توانید در همان لحظه با او صحبت کنید آنها را بی خبرنگذارید و به آنها بگویید،زمانی برای صحبت مشخص وحتماً بدان رسیدگی کنید.

3)مردهایی که ساکت وعبوس می شوند(آقای نامرئی).آقای نامرئی دیده ولی احساس نمی شود،او حضور دارد ولی چیزی نمی گوید. مردها باید بدانند اصلاً درست نیست، به کسی که قصد صحبت با شما را دارد پاسخی نمی دهید.وقتی مردها با سکوت پاسخ می دهند زنها احساس می کنند برای همسرشان اهمیتی ندارند یا آنچه را که گفته اند احمقانه واستحقاق آنرا ندارد که  بدان پاسخ داده شود  زن  در مواجهه  با  آقای نامرئی می ترسد و احساس رهاشدگی می کند ، پس آقای نا مرئی با خانم  ترسو هم خانواده  است .

4)مردها یی که نیاز های خودشان را به خانم ها نمی گویند.( آقای مرموز ) او بسیار شیرین ، مهربان ،جذاب و خوش برخورد بوده  کنار آمدن  با او ساده است . البته به طور مرموزی  نیاز های خود را پنهان می کند و زنشان نمی تواند بفهمد در اندرون او چه می گذرد.او همیشه اصرار دارد که همه چیز خوب است و به چیزی نیاز ندارد چنین مرد هایی به طور ناخودآگاه با خود می گویند« اگر براستی اومرا دوست داشته باشد نیاز ها و خواسته های مرا کشف خواهد کرد.» آقار مرموز احتمالاً توسط زن یا زنانی در مقطع خاصی از زندگی خود به لحاظ احساسی و عاطفی صدمه دیده است . مردها: با گفتن  نیاز ها عوامل ناراحتی و خوشحالی خود و خواسته هایتان به همسرانتان کمک کنید در این کار جزئیات را نیز بیان کنید تا آنها شما را بهتر بفهمند .

5)مردهایی که احساسات خود را فرو می خورند و به یکباره منفجر می شوند (آقای آتشفشان).اینگونه مردها مسئله ای را بهانه قرار می دهند سپس بدون تناسب منفجر می شوند.آنها خود نمی دانند که با انفجار خود چه جراحتی ببار می آورند.آقای آ تشفشان هرگز با همسر خود رابطه برقرار نمی کند،او تهدید می کند،چنانچه دوست ندارد درباره مسئله ای صحبت کند نگاههای تند و نیش دار و عبارت زشت بکار می برد.هیچ چیز در آقای آتشفشان وجود ندارد که باعث جذب خانم ها شود زنها اینگونه آقایان را ترسو می دانند نه شجاع.محال است زنی با آقای آتشفشان زندگی کند و ترسان و لرزان،پارانوئید و وحشت زده نشود در اصطلاح چنین زنانی پاورچین پاورچین راه می روند.

6) مردهای که وسط مذاکره اتاق را ترک می کنند ( آقای گریز پا ) چه چیز باعث می شود مرد ها به آقای گریز پا تبدیل شوند ، شاید بتوان گفت مردها ظرفیت محدودی برای مذاکرات احساسی و عاطفی دارند . برخی مردها آستانه صمیمیت پایینی دارند . زنها در مقابله با آقای گریز پا احساس ترک شدگی می کنند . پس احساس بی سرپرستی می کنند . احساس شکست و تنهایی و وحشت می کنند.شکست از این که نتوانسته اند توجه مرد زندگی خود را جلب کنند .

پس مردان عزیز: لطفاً به یک باره وسط مذاکره اتاق را ترک نکنید . در اوقاتی که می خواهید ناپدید شوید خبر دهید که اهمیت مذاکره و مکالمه را درک می کنید ولی به آستانه تحمل خود رسیده اید و می دانید دیگر نمی توانید مفید واقع شوید ، کاملاً متعهد هستید و دوست دارید در موقع مناسب دیگری مذاکره را پی بگیرید .

7)مردهایی که زیاد دستور می دهند( آقای فرمان فرما ).چنین مردهایی با صدای بلند به همسرانشان دستور می دهند و طوری با آنها رفتار می کنند که گویی کودک هستند . مکالمه با او یک طرفه است و بیشتر به سخنرانی ، خطابه و موعظه شبیه است . او زنها را نزد دیگران تحقیر می کند.در مقابله با چنین مردی زن احساس بچه بودن می کند.اعتماد به نفس و خود باوری خود را از دست می دهد.چنین زنی ابراز وجود نخواهد کرد منطق و قضاوت خود را زیر پا خواهد گذاشت گاهی اوقات با گفته های مرد موافق نبوده ولی بگو مگو نمی کند.این گونه مردان باید بدانند روابطشان با زنشان به زودی به سردی خواهد گرایید دیگرزنتان برای شما احترام قائل نخواهد بود بلکه فقط از شما خواهد ترسید.قلب او را از دست خواهید داد اگر چه ممکن است از لحاظ جسمانی از دست ندهید .

8) مردانی که احساسات همسرشان را مسخره می کنند( آقای نیش و کنایه زن ).

این مردها فکر می کنند خیلی با مزه هستند هیچ گاه گفته های همسرشان را جدی نمی گیرند.ازهرگونه مکالمه و رویارویی  فرار می کنند.هر چیز که به مذاق او خوش نیاید او را آزار می دهد و ناراحت می کند لذا به طنز و شوخی متوسل شده تا عصبیت خود را بپوشاند.هر چه او بیشتر همه را به مضحکه می گیرد خانم او گرفته تر،غمگین تر و ناراحت تر می شود تا این که به زنی خشک و بیش ازحد جدی مبدل می شود . زنهایی که با این مردها زندگی می کنند از لحاظ احساس عزت نفس و احترام شخصی لطمه می خورند .

9)مردهایی که برای فرار کردن از چیز ناخوشایند به دروغ متوسل می شوند( آقای مرغه ).او دوست دارد مسائل و موضوعاتی را که باعث ناراحتی  زنها می شود مخفی کند پس دروغ می گوید.او مدام سعی می کند که زنش  را نرنجاند البته هیچ وقت موفق نمی شود چیزی را پنهان کند زیرا زنش آن را می فهمد.در حقیقت او با این کار همسرش را مضطرب،عصبانی و ناراحت می کند حتی ممکن است او را مشکوک کند.هنگامی که زنها با مرد مرغه روبه رو می شوند احساس نا امنی می کنند گرچه نیت چنین مردی ممکن است خوب و خیر باشد اما بی صداقتی او قابل توجیه نیست.

مردان عزیز:لطفاً به زنها دروغ نگویید،دروغ آنها را دیوانه و بدترین احساسات را در درونشان زنده می کند و اعتماد آنها را از شما سلب می کند.به زن زندگی خود فرصت دهید تا به شما نشان بدهد چقدر شما را دوست دارد،این کار را با گفتن حقیقت انجام دهید .

10)مردانی که سریعاً ناراحت شده و به دنبال آن از خود واکنش نشان می دهند( آقای ترقه ).اومتخصص است که بدترین احتمالات را از پیش تشخیص دهد و عصبانی شود.روش مورد علاقه آقای ترقه آن است که بدترین اتفاقات گذشته را به یاد بیاورد و آن را به عنوان دلیل این که چرا نمی خواهد با زنش حرف بزند به رخ او بکشد.اوهمیشه حالت تدافعی دارد.صحبت کردن با آقای ترقه گیر کردن و گرفتار شدن در یک دام کلامی- گفتاری است که نمی توان بدون مجروح شدن از آن خارج شد .

مردان عزیز:هرگز پیش از شروع یک مکالمه در باره همسرتان قضاوت نکنید. اگر به او بگویید که عصبی است عصبانی تر خواهد شد . در هنگام گفت و گو با همسرتان در زمان حال باشید و هرگز وقایع گذشته را به میان نکشید .

 

آنچه زنها از شنیدن آن بیزار اند :

1)آنچه مردهامی گویند تا احساسات همسرشان راکم اهمیت جلوه دهند.

عباراتی مثل:

آرام باش /باشنیده شدن این کلمه توسط زنها فشارواضطراب آنها بالا تر می رود.

به اعصابت مسلط باش /با این جمله زنها فکر می کنند که یک بیمار روانی تلقی شده اند.

داری از کوره در می روی /با گفتن این جمله همسر خود را یک قدم به جنون و دیوانگی نزدیک کرده اید .

احمق نشو، زیادی احساساتی یا خیالاتی شده ای /این جملات همگی توهین و بی احترامی تلقی می شود و بسیار موجب رنجش زنها می شود .

2)آنچه مردها می گویند تا ازصحبت کردن وبرقراری ارتباط با زنها سرباززنند.  

دوست ندارم درباره آن صحبت کنم /با گفتن این حرف به زنتان می گویید احساساتش برای شما اهمیتی ندارد .

چقدر می خواهی ادامه بدهی /بااین حرف به اواحساس ناامنی و حالت تدافعی می دهید .

دیگر تحملش را ندارم /این جمله معمولاً از طرف آقای گریز پا گفته می شود .

دوباره شروع شد /فکر کردم قبلاًبه اندازی کافی در این مورد صحبت کرده ایم .

3)آنچه مردها می گویند تا مکالمه و گفت و گو با زنها را متوقف کنند.

باشه مثل همیشه حق با توست و من اشتباه می کنم ، حالا راضی شدی /مردان عزیز مکالمه یک مسابقه نیست که باید درآن برنده شوید بلکه نوعی ارتباط است.

متاسفم که چنین احساسی داری / خودم می دونم دارم چه کار می کنم لازم نیست تو نگران باشی .

4)آنچه مردان می گویند تا خود را متعهد و پایبند به چیزی نکنند و آزاد باشند .

مثل : نمی توانم اینقدر جلو جلو فکر کنم / چرا که نه / من هم همین طور .

پتک های کلامی خیلی سنگین :

تو من را به یاد نامزد قبلی ام می اندازی/ داری عین مادرت می شوی / به یه کم آزادی و فضای شخصی نیاز دارم/ شاید مردها لزوماً نباید تک همسر باشند .

و بدترین پتک ، سکوت است .

 

آنچه زنها دوست دارند بشنوند :

الف) به زنهایمان چه بگوییم تا احساس محبوبیت کنند .

 دوستت دارم/ توتنها زن این دنیا هستی که می خواهم با او باشم / نمی توانم زندگی ام را بدون تو تصور کنم .

ب) به زنها چه بگوییم تا احساس کنند از آنها قدر دانی شده .

 برای یک یک کارهایی که برای من می کنی از تو متشکرم /تو موجب می شوی من احساس خوشبختی کنم / توزندگی من را متحول کردی .

ج ) به زنها چه بگوییم تا احساس ارزشمند بودن کنند .

امروز چه طور بود / بیادرباره این موضوع صحبت کنیم تا بتوانیم با هم تصمیم بگیریم / آیا کمکی از من بر می آید / چه خواسته ای از من داری .

د ) به زنها چه بگوییم تا قلب و روح آنان را به روی خود باز کنیم .

از این که همیشه همه نیازهای تو را برآورده نمی کنم متاسفم و از این بابت از تو معذرت می خواهم / متشکرم که با من و مشکلاتم می سازی / می دانم که کنار آمدن با من همیشه کار ساده ای نیست .

ح ) به زنها چه بگوییم که به یک باره هزار امتیاز بگیریم .

بیا با هم به خرید برویم / آیا می خواستی درباره چیزی با من حرف بزنی / اجازه بده در کار های خانه به تو کمک کنم .

و)به زنهاچه بگوییم تا موجودی حساب مشترک عشقبازی وعمل جنسی آنها را بالا ببرد.

تو واقعاً برای من جذاب هستی/نمی توانم تورا نادیده بگیرم یا به تو نزدیک نشوم/دوست دارم  با تو مهرورزی کنم/بیا یکدیگر رادرآغوش بگیریم.

 

 

 

بخش سوم:

مطالبی  که زنها دوست دارند مردها در رابطه با روابط جنسی بدانند.

 

عشق مطلوب بمعنای عشق ورزیدن نه تنها با بدنتان بلکه با دل و جانتان است.باید بگذارید عشقی را که درخود احساس می کنید درگفتار،کلام،نگاه،لمس ها وبوسه هایتان تجلی پیدا کند تا معشوقتان بداند تنها به بدن اوعشق نمی ورزید وروح وجان او را نیزبا تمام وجود دوست دارید. میزان عاشق بودن به شما به رفتارهایی بستگی که درتمام اوقات واحوال با معشوقتان پیشه می کنید،آنهم نه فقط دراتاق خواب بلکه درهمه جا وهمه وقت.عاشق کسی است که قلب اوازعشق لبریزباشد.

زنها دوست دارند ابتدا ازناحیه سروقلب آماده وتحریک شوند.چنانچه قلب زنی به روی همسرش بسته باشد یا از جانب شوهرش بی توجهی وبی محبتی دیده باشد تماس جسمانی وتلاشهای مرد به منظورتحریک جنسی همسرش نه تنها برای زن خوشایند نخواهد بود بلکه عملاً موجب ناراحتی وانزجاربیشترزن خواهد شد.مراحل تحریک جنسی زنها واجد یک مرحله اضافی است که تحریک جنسی مردها فاقد آن است ودرآن مرحله است که احساسات زنها بطورخاص درگیرمی شود و پیامدهای این احساسات اجازه تحریک جنسی را صادرمی کند یا از آن ممانعت می کند.بدن زن به مجرد لمس شدن سریعاً وبطورخودکارپاسخ نمی دهد،مهمترین اندام تحریک پذیری زنها قلب آنها است.دراتاق جنسی مردها یک کلید دارد ولی در اتاق جنسی زنها دارای دوکلید است،یعنی مردها وقتی به پیش نوازی فیزیکی-جسمانی می رسند سریعاً تحریک می شوند ولی درزنها ابتدا باید پیش نوازی احساسی-عاطفی صورت گیرد وبعد تحریک فیزیکی-جسمانی.

پس مردان:هیچگاه عشق ورزی را فقط دررختخواب شروع نکنید،آنچه دراتاق خواب وبیرون آن اتاق می افتد ازاهمیت کاملاً یکسانی برخورداراست.زنها نیازدارند ازنگرانیها ومزاحمتهای متفرقه بدورباشند تا میل جنسی درآنها فعال شود.زنها برخلاف مردها نمی توانند همه چیزرا تفکیک کنند.برای مثال وقتی مردی می خواهد عشق ورزی کند صرفاً به اتاق عشق ورزی خود می رود درحالیکه برای زنها اتاقی بنام اتاق عمل جنسی یا عشق ورزی وجود ندارد بلکه یک اتاق بزرگ بنام اتاق رابطه درذهن آنها وجود دارد.

مردها ازرابطه جنسی بعنوان وسیله ای برای روبرو شدن با اضطراب وتخلیه خود استفاده می کنند.درحالیکه زنها باید قبلاً ازنگرانی واظطراب آسوده شوند تا آمادگی عشق ورزی را پیدا کنند.ارتباط جنسی یکی ازراههای مورد علاقه مردها ودرعین حال آخرین انتخاب زنها برای مدیریت استرس بحساب می آید.مردها فکرمی کنند پیش نوازی بمعنای نوازش کردن ودست زدن به نواحی تحریک پذیربدن زن است اما این کارقسمت پایانی پیش نوازش را تشکیل می دهد.پیش نوازش زنها،ساعتها-روزها –هفته ها پیش ازآنکه به رختخواب بروید آغاز می شود.هرچیزی که به زن آرامش بدهد پیش نوازش محسوب می شود.کارهایی از قبیل:پرسیدن ازاو درمورد کارها وکمک به اودرانجام آنها،خرید منزل،مواظبت ازبچه ها گاهی اوقات.کارهایی که زنها معمولاً برای رسیدگی به خودشان انجام می دهند همه وهمه پیش نوازش محسوب می شوند،چنانچه این کارها احساس آ ماده بودن همسرتان را افزایش می دهد درانجام این کارها اورا تشویق کنید.صحبت کردن درباره مسائل ومشکلات با زن برای او شکلی از پیش نوازش بحساب می آید زیرا با اینکار اضطراب وتنش خود را خالی می کند.

مردان:ازاو بپرسید چه کاری می توانید برایش انجام دهید تا به او کمک کند احساس آرامش پیدا کند.شاید نیاز داشته باشد او را ماساژدهید،درآغوش بگیرید،سعی کنید بفهمید چه چیزهایی به زنتان احساس زنانگی می دهد برای اینکار ازخود او می توانید سوال کنید.سعی کنید روزی یکباربه یک پیش نوازش غیرجنسی مبادرت ورزید.اینکارتا حد زیادی درآماده کردن او موثرمی باشد.

زنها دوست دارند ابتدا اغوا شوند.اغوا کردن زن بدین معناست که پیش ازعشق ورزی به همسرتان نشان دهیداو را می خواهید،برایتان جذاب و خواستنی است وشما را خوب آماده می کند.دراغوا کردن طوری با همسرتان رفتارکنید وسعی کنید ازاو دلبری کنید که گویی هنوز نامزد هستید حتی چنانچه بیست سال ازازدواجتان گذشته است.وقتی طوری رفتارمی کنید که انگاراو را نمی خواهید،او نیز کمترشما را خواهد خواست.اغواگری واقعی به معنای آن است که با دل و جان زن شروع و بتدریج به بدن او برسید.

الگوی هیچ یا همه چیزبدین معنا است که چنانچه وقت ندارید تا آخر(عمل جنسی)را انجام دهید پس اصلاً نباید هیچ کاری بکنید.این الگو می تواند یکی ازدشمنان اغواگری باشد.عشق ورزی فقط انجام یکسری اعمال وحوادث فیزیکی و جسمانی نیست بلکه تبادل یکسری انرژیهای جنبشی و عاطفی است میان شما و همسرتان.عشق ورزی می تواند فقط درآغوش گرفتن همسریا نوازش بدن او باشد،می تواند تلفن کردن به همسرتان دروسط روزباشد.

مردان عزیز:عجله نکنید که هرگونه تجربه عشق ورزی یا انرژی جنسی را فوراً با انزال دررسیدن به اوج لذت جنسی همراه کنید با ذخیره این انرژی می توانید به سطوح جدیدی از لذت وشور وشعف برسید.زنها ازعجله و شتاب زدگی خوششان نمی آید.هنگامی که زنها احساس فشار می کنند که زودتر باید آماده شوند،عملاً به لحاظ جنسی سرد و آماده شدنشان به تعویق خواهد افتاد.زنها از عجله کردن مردها برای دخول بیزارند.

همنشینی با چگونه مردهایی باعث ایجاد سردمزاجی در زنها می شود.

هجده عامل سرد مزاجی زنها:

1)مردهایی که با بدن زنها آشنا نیستند.اینگونه مردها با دقت و کنجکاوی تمام به بدن زنها دست می زنند وگویا جانورنا شناخته ای دیده اند وتا  به حال درمورد آن چیزی ندیده یا نشنیده اند.مردهایی از این قبیل هرده ثانیه یکباراز زنشان می پرسند مبادا کار اشتباهی مرتکب شده باشند.مردها: چنانچه احساس می کنید در خصوص بدن زنها اطلاعات،دانش وآگاهی لازم و کافی ندارید آموزشهای لازم را کسب کنید.

2)مردهایی که بیش از حد بر روی بدن زن خشونت اعمال می کنند.یک مثال از این نمونه سینه های همسرتان است.سعی کنید حساس تر،با ملاحظه تر ومحترمانه تر با سینه های همسرتان رفتار کنید.

3)مردهایی که هنگام عشق ورزی کثیف کاری می کنند.

4)مردهایی که بیش از حد اعمال خشونت می کنند.البته خودشان اینگونه فکر نمی کنند بلکه فکر می کنند پر حرارت،قوی و تهاجمی هستند.پوست بدن زنها نسبت به بدن مردها نازکترو لطیف تر است و لمس های مردها ممکن است برای آنها خشن و دردناک باشد.زنها دوست ندارند به این سو و آن سو پرت شوند.

5)مردهایی که از بهداشت شخصی پایین و ضعیفی برخوردار هستند.زنها به سختی می توانند با مردی عشق ورزی کنند که حظور فیزیکی و جسمانی او احساسات آنها  را خاموش می کند.آنچه زنها از آن بیزارند:ناخنهای بلند،شکسته و کثیف-پینه های خشک و زبردستها-بدن عرقی و بدبو-پاها و جوراب کثیف و بدبو-بوی بددهان و دندانهای کثیف وجرم گرفته-ته ریشهای زبر.

6)مردهایی که بیش از حد به ظاهرو سر و وضع زن اهمیت می دهند.زنها عاشق این هستند که خود را برای مردی که دوستش دارند آراسته کنند اما هنگامیکه مردها با استقلال ذهنی و وسواس گونه به زنها نگاه می کنند احساس می کنند یک شیئ هستند نه یک انسان.

7)مردهایی که زنها را براساس ارگاسم (رسیدن به اوج لذت جنسی) طبقه بندی می کنند.ارگاسم احساس بسیارخوبی و نه ضروری است.زنها از کل فرایند عشق ورزی لذت می برند نه از نتیجه آن.ارگاسم های پی درپی هیچگونه اشکالی برای زن تولید نمی کند اما زنها دوست ندارند به این دلیل که مردها احساس قوی بودن و مردانه بودن کنند چند بار پی درپی ارضا شوند.

8)مردهایی که زن را مجبور به معاشقه ی...........می کنند.

9)مردهایی که بیش از حد نگران عملکرد و توان جنسی خود هستند.چنین مردهایی بیشتر نگران آنند که خودشان همه چیز را خوب اجرا کنند تا اینکه رضایت و ارضا شدن طرف مقابل را در نظر بگیرند.نمونه هایی از این نوع:

الف)آقای تکنو:او بسیار ماهر و زبردست است ولی وقتی زنی با چنین مردی همبستر می شود احساس می کند با یک مکانیک یا تکنسین همبستر شده است در این حالت زن احساس می کند که در یک فیلم مستهجن بازی می کند و مهارت و راهکارهای متنوعی بر روی او اجرا می شود.

ب)آقای هپروتی:چشمان او بسته است،او در شور و شعف آسمانی سیر می کند،او با این چشمان بسته در حقیقت می تواند با هر کسی عشق بازی کند.در حقیقت زن مقابل او فقط وسیله ای برای این سفر است.

 ج)آقای سیرک:او بدون توجه به همسرش او را به این طرف و آنطرف جا به جا می کند تا به حالتی که دلخواه خود است درآورد.

10)مردهایی که با تلویزیون روشن عشق ورزی می کنند.این کار باعث می شود تا زن احساس کند نسبت به تجربه جنسی شوهرش در مقام دوم اهمیت قرار دارد.

11)مردهایی که هر وقت مست یا نشئه هستند نیاز جنسی پیدا می کنند و حتماًباید در این اوقات عشق ورزی کنند.زنها دوست دارند احساس کنند نشئگی و سرمستی مردها بدلیل آنها است نه به جهت مواد مخدر یا الکل.

12)مردهایی که وقت کافی صرف پیش نوازی و تحریک همسرشان نمی کنند.مردان عزیز دقت کنید بدن زنها به زمان طولانی تر نیاز دارد تا به محرک پاسخ دهد پس زمان زیادی را صرف پیش نوازی کنید.عمل جنسی برای زنها پیش از آنکه خوب تحریک شده باشند تجربه ی خوشایندی نیست.

13)مردهای که پس از اتمام عشق ورزی به لحاظ احساسی و عاطفی فوراً سرد شده و از زن دور می شوند.هنگامیکه مرد به یکباره و یکجا ارتباط خود را با زن قطع می کند در حقیقت قلب او را شکسته است و احساس ترک شدن و دور انداختن به او می دهد.مردها می توانید تنها یک دقیقه او را در آغوش بگیرید،ببوسید،و حتی به او بگوید فوق العاده بودی حتی اگر در یک قدمی بیهوشی هستید.می توانید به او بگوید "عزیزم من تا ده ثانیه دیگر به خواب عمیقی فرو خواهم رفت"

14)مردهایی که عادات شخصی بدی دارند.این عادات عبارتند از:آروغ زدن-خلال کردن دندان-بازی کردن با موهای داخل یبنی-با حرص و ولع و تند تند غذا خوردن-سیگار کشیدن-با دهان پرازغذا حرف زدن-رانندگی با ماشین کثیف و پرازآت و آشغال-انداختن ناخن به هنگام گرفتن آن به کف اتاق.

15)مردهایی که اشتغال ذهنی وسواس گونه و بیش ازحدی به بد ن خود دارند.

16)مردهایی که دوست ندارند به همسر خود معاشقه ی .........بدهند.برای یک زن هیچ چیز صمیمانه تر،ارضاکننده ترولذت بخش تراز این نیست که شوهرش به لحاظ (احتمالاً اورال سکس) نیز پذیرای بدن زنانه و مونث او باشد.چرا که این بخش آسیب پذیرترین،ظریف ترین ولطیف ترین بخش از بدن زنها است.

17)مردهایی که با دیگران خوش رفتار نیستند.زنها مردهای عصبی و خشمگین را دوست ندارند.

18)مردهایی که زنها را دوست ندارند و به آنها عشق نمی ورزند.بزرگترین سرد کننده جنسی برای یک زن آن است که شوهرش او را دوست نداشته باشد.

همنشینی با چگونه مردهایی باعث تحریک بیشتر زنها می شود.

هجده تحریک کننده جنسی زنها:

1)مردهایی که با آرامی و ملایمت عشق ورزی می کنند.اینگونه مردها حتی هنگامی که کاملاً آماده شده اند همچنان به آرامی و با صرف وقت به همسرشان نزدیک می شوند به طوری که زن به زودی تشنه نوازش صمیمی تروجدی ترمی شود اما شوهرش همچنان امتناع می کند تا به وی اجازه دهد میل و گرایش جنسی زن به اوج خود برسد.مردهای باهوش هرگزدربسترعجله نمی کنند چنانچه زمان و فضای کافی دراختیارزنتان قراردهید دیگرمجبورنخواهید بود او را واداربه انجام کاری بکنید.

2)مردهایی که د ربسترنیزبا همسرشان صحبت می کنند.کلمات می تواند آتش تمایل و تمنای زن را شعله ورکند.زنها بیشترتوسط افکارواحساسات تحریک می شوند.مردان سعی کنید همواره پیش درحین و پس ازعشق ورزی با همسرتان حرف بزنید.

3)مردهایی که دربوسیدن مهارت دارند.این بوسه ها باید بدون عجله وشتاب زدگی باشد.

4)مردهایی که با چشمان خود به همسرشان نشان می دهند اورا دوست دارند وبه به اوعشق می ورزند.مردان سعی کنید درحین عشق ورزی با همسرتان به اونگاه کنید،به چشمانش خیره شوید،بگذارید اونیازرا از چشمانتان بخواند.

5) مردهایی که لباسهای همسرشان را به آرامی بیرون می آورند.مردها زنها عاشق آنند که لباسهایشان به تدریج وطی مراحل ازتن آنها درآورده شود.

6)مردهایی که درتحریک همسرشان به وسیله لمس کردن مهارت دارند.زنها اساساً نوازش های سبک و تحریک کننده را ترجیح می دهند.هیچگاه نباید مستقیماً به آنها دست بزنید.

7)مردهایی که موهای همسرشان را نوازش می کنند.زنها عاشق آنند که به موهایشان دست زده شود وبا آن بازی شود.این عمل برای زنها بسیار تحریک کننده و جنون آمیز است.

8)مردهایی که از معاشقه ی ...........با همسرشان لذت می برند.

9)مردهایی که عشق خود را در بیرون از اتاق خواب نیز به همسرشان نشان می دهند واو را به احساس و باور محبوبیت وادار می کنند.برای یک زن هیچ چیز زیباتر و تحریک کننده تر ازآن نیست که مردی که دوستش دارد در بستر به او بگوید"دوستت دارم".

10)مردهایی که می دانند چگونه بدن زنانه و مونث همسرشان را ارضا کنند.

11)مردهایی که می دانند چگونه همسرشان را به لحاظ جنسی فریبا و دلنشین کنند.

12)مردهایی که پیش از عشق ورزی خود را به لحاظ فیزیکی و جسمانی آماده می کنند.هنگامی که مرد خودش را خوب آماده و آراسته می کند زن احساس محبوبیت،مهم بودن وارزشمند بودن می کند وبه مراتب سریعتر وساده تر تحریک می شود.مردان آماده شدن شما کار ساده ایست دوش بگیرید،کمی عطر و ادکلن ولباسهایتان را عوض کنید.

13)مردهایی که به همسرشان احساس زیبا بودن می دهند.شما مردان می توانید این مطلب را که او زیباست به او بگویید.این جمله را در همه حال به او بگویید.

14)مردهایی که با ماساژ دادن بدن همسر خود لذت می برند.زبان عشق،لمس کردن است.با این زبان قلب شما از طریق دستهایتان با معشوق تان صحبت می کند.یکی از فوق العاده ترین روشهای عشق ورزی با همسرتان این است که او را ماساژ بدهید.

15)مردهایی که دستهای همسر خود را در دست می گیرندو آنرا نوازش می کنند.مردان:در هنگام عشق ورزی ناگهان دستهای خود را روی دستهای همسرتان قرار دهید وانگشتان خود را لابلای انگشتان دست او فرو کنید ودستهایتان را مشت کنید.

16)مردهایی که عاشق در آغوش گرفتن همسرشان هستند.زنها عاشق مردهایی هستند که هم آغوشی را دوست دارند.در آغوش گرفته شدن به آنها احساس امنیت می دهد.

17)مردهایی که پس از گذشت سالیان همچنان مانند روزهای اول آشنایی شان با همسر خود رفتار می کنند.

18)مردهایی که به همسر خود نشان می دهند که او تنها زن زندگی آنهاست و به او احساس و باور خاص بودن می دهند.

 

 

نویسنده : ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک